به نام خداوندگار قلم 

غزل سیزدهم از مجموعه‌ی غزل “بغض‌های بلاتکلیف ” به قلم آقای منوچهر ابراهیمی احمد آباد 🍂 

 

رسیدم به جایی که باید بمیرم 

بدون تو رودی به سمت کویرم 

گرفتند کفتارها بیشه‌ام را 

نمانده غروری بگویم که شیرم 

به دنبالِ شادی نگردید در من 

که هرشب دچار غمی ناگزیرم 

همان پادشاهم که در قلبِ دشمن 

جنونِ خیانت گرفته وزیرم

نساییده‌ام سر به اوجی، غمی نیست 

اگر مثل فوّاره‌ها سر به زیرم

نمانده توانی بسوزم، بسازم

از این لحظه‌های قسم خورده سیرم

منوچهر ابراهیمی احمد آباد 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *