به نام خداوندگار قلم
غزل دهم از مجموعهی غزل “بغضهای بلاتکلیف” به قلم منوچهر ابراهیمی احمد آباد 🍂
تو صاف مثل آینهای من پر از نگاه
چشم گناه خورده به چشمانِ بیگناه
باید دوباره پیرهنم را اتو کنم
چون میله میله یخ زده زندانِ راه راه
یک عمر از تو گفتم و گفتند شاعرم
اما خبر نداشت کسی از هجومِ آه
این چشمها دوباره به باران رسیدهاند
با دل کنار آمده این بغض سربهراه
قبل از تو هرچه بود فقط سایه بود و سرد
هر عکس را بهار گرفتم به اشتباه
بی تو شبیه دسته گلی زرد و خستهام
بر رویِ دستِ دخترکی در چهارراه
منوچهر ابراهیمی احمد آباد