به نام خداوندگار قلم

عرض ادب و احترام خدمت همه ی دوستان عزیز و ادیب ،مجموعه رباعی ” انفرادی” بعد از فراز و نشیب‌های زیاد و حذف و اضافه‌ها به تلاش انتشارات آنان، جناب آقای خدارحمی عزیز و خانم صفالوی بزرگوار و دیگر دوستان انتشارات آنان به چاپ رسید.

موضوعاتی که در این کتاب به آن پرداخته شده فقر، جنگ، عشق و موضوعات دیگر هست که سعی شده با زبان معاصر و نگاه نو نوشته بشود.
امیدوارم این کتاب اقبال خوبی در میان مخاطبین خود داشته باشد و بتواند لحظاتی مخاطبینش را به مکث و در عین حال لذت ادبی برساند.
این کتاب از سال هزار و سیصد و نود و هفت تا هزار و چهارصد جمع آوری شده و مشتمل برصد و پانزده رباعی می باشد.

در پایان از جناب خدارحمی عزیز و تیمشان که واقعا زحمت کشیدند و همه ی دوستانی که در کنار من بودند و هر کدامشان قسمتی از کتاب هستند تشکر می کنم و امیدوارم همیشه در اوج باشند.

چند رباعی از این مجموعه👇

بازیچه‌ی دست‌های عادت بودیم
هر چند که سرگرمِ عبادت بودیم
ما قبله‌نمایِ گیج و سرگردانیم
آنقدر که همرنگِ جماعت بودیم
*
نه آب، نه محتاجِ هوایی هستیم
ده قرن فقط خیره به جایی هستیم
ماسیده درونِ رگمان تنهایی
تردید نکن که مومیایی هستیم
*
هر بار که حال پدرم بد می‌شد
با اینکه نوار قلب ممتد می‌شد
با تخت چقدر ناخدایی می‌کرد
از روی تمام موجها رد می شد
*
با شرم و سکوت و گریه‌اش همخونم
از تاولِ دست‌های او محزونم
امشب پدرم به خانه با نان برگشت
از سطل زباله‌ی محل ممنونم
*
بر دوش کشید بغضِ سنگینش را
در ساک گذاشت حسّ غمگینش را
انگار تمام لحظه‌ها را خفه کرد
با گریه که بست بندِ پوتینش را
*
باید بروی خراب تا آبادی
آهسته، نه با شتاب تا آبادی
شب آمده آه کودکِ حسرتِ من!
دور است، کمی بخواب تا آبادی
….
#منوچهر_ابراهیمی
#منوچهر_ابراهیمی
#منوچهر_ابراهیمی_غزل_رباعی_سپید_ترانه
#مجموعه_رباعی_انفرادی
#انتشارات_آنان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *