به نام خداوندگار

 

نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران به پایان رسید، ممنونم از دوستان بزرگوارم که تشریف آوردند و کتاب را تهیه کردند، ممنونم از انتشارات آنان که حمایت کرد برای معرفی کتاب و نشر این اثر، دلتنگم از اینکه بعضی از دوستانم را ندیدم امیدوارم همه شاد و موفق باشید 🌺

 

چند رباعی از کتاب انفرادی به قلم بنده حقیر 👇

بازیچه‌ی دست‌های عادت بودیم

هرچند که سرگرم عبادت بودیم

ما قبله‌نمایِ گیج و سرگردانیم

آنقدر که همرنگِ جماعت بودیم

🍁

بی حوصله گشته پیکرش را بدهید

پرواز هوس کرده، پَرَش را بدهید

این تکه پلاک حال و روزش خوش نیست

از خاک رسیده کشورش را بدهید

🍁

هر وقت که حالِ پدرم بد می‌شد

یا اینکه نوار قلب ممتد می‌‌شد

با تخت همیشه ناخدایی می‌کرد

از رویِ تمام موج‌ها رد می‌شد

🍁

در خانه‌ی خویش هم زیادی هستیم

محکومِ غمی غیرِ ارادی هستیم

در سینه‌ی ما حبس ابد شد فریاد

سلول همیشه انفرادی هستیم

 

 

 

ممنونم از همه دوستان بزرگوارم 🙏 🙏 🌺

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *