به نام خداوند شعر و شعور
عرض ادب و احترام خدمت همه ی دوستان عزیز و ادیب
مجموعهی غزل “بغضهای بلاتکلیف” به قلم آقای منوچهر ابراهیمی احمد آباد سال ۱۴۰۱ در انتشارات آنان به کوشش آقای غلامرضا خدارحمی و خانم عاتکه صفالو به چاپ رسید.
لازم به ذکر است این مجموعه مشتمل بر سی و هفت غزل با درون مایهی اجتماعی، عاشقانه و… می باشد که امیدوارم نظر دوستان مخاطب را جلب کند.
غزل اول از مجموعه غزل “بغضهای بلاتکلیف”
رها کنید که با دستِ موریانه بمیرم
اگر قرار بر این است بیجوانه بمیرم
بهار آمده امّا دلم عجیب گرفته
نمانده فرصتِ سبزی برای دانه، بمیرم
رسیدهام به بیابان کجاست دامن دریا
بنا نبود مگر مثل رودخانه بمیرم؟!
من آتشِ دلِ یک مادرم که مُرده جوانش
تمامِ ترسم از این است بیزبانه بمیرم
تمایلی به پریدن ندارم از تو چه پنهان
اگرچه دوست ندارم در آشیانه بمیرم
نبودی آب شدم مثلِ شمع قطره به قطره
روا نبود که دور از تو دانه دانه بمیرم
منوچهر ابراهیمی احمد آباد