به نام خدا
قافیه
ای نام تو بهترین سرآغاز. بی نام تو نامه کی کنم باز
به دو کلمه ی متفاوت سرآغاز و باز که در پایان مصراعها آمده اند و حرف آخرشان یکیست اصطلاحا قافیه گفته می شود.
شعر سنتی زبان فارسی مقفّی یا قافیه دار است.
اگر شعری علاوه بر آخر مصراع، در وسط مصراع هم قافیه داشته باشد با آن قافیه، قافیه ی درونی و به آن شعر، شعر مسجع گفته می شود، مثل👇
مرده بدم، زنده شدم، گریه بدم، خنده شدم
دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم
دیده ی سیرست مرا، جان دلیرست مرا
زهره ی شیر است مرا، زهره ی تابنده شدم
مولوی
قافیه از مشخصات شعر است، اما گاهی در نثر نیز دیده می شود. قافیه را در نثر سجع می گویند و نثری که سجع دارد را مسجع می گویند.
“نه هرکه به صورت نکوست، سیرت زیبا دروست، کار اندرون دارد نه پوست. سعدی”
این توضیحات در مورد قافیه بودند و اما تعریف ردیف:
به کلمه یا کلماتی که بعد از قافیه عینا تکرار می شوند را ردیف می گویند. به شعرهای ردیف دار مردَّف گویند، مثال👇
ما آزموده ایم د این شهر بخت خویش
بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش
حافظ
کلمه های “بخت و رخت” قافیه و کلمه ی “خویش” ردیف گویند.
تعریف حرف روی:
روی آخرین واک اصلی قافیه است، در کلمات آغاز و باز حرف”ز” و در کلمه های بخت و رخت حرف “ت” حرف روی هستند.
برای تعیین حرف روی باید واک های زائد را که بر کلمه اضافه شده اند کنار گذاشت، این تک واژه های زائد بر اصل عبارتند از:
نشانه های جمع ” ان_ها_ات_ین”، ضمایر متصل، شناسه فعل، نون مصدری و پسوندها.
پس تکواژه های بعد از روی ثابتند و تغییر نمی کنند، اگر این تکواژها را از آخر کلمات حذف کنیم به واک می رسیم، مثلا در کلمات خفتند و گفتند بعد از حذف شناسه ی “ند”، به واک “ت” می رسیم که روی است.
مثلا در کلمات رویم و ابرویم بعد از حذف شناسه ی “یم” با واو می رسیم که حرف روی ست.
در کلمات سکوت و عنکبوت “ت” حرف روی ست.
در کلمات ایرانم و ویرانم حرف روی “نون ” می باشد. و میم شناسه هست یا ضمیر متصل.
دوستان حتما دقت کنید تعیین حرف روی کمک می کند به انتخاب درست قافیه.
مثلا خیلی ها” بم و خرابم” را قافیه می گیرند حال اینکه میم خرابم ضمیر یا شناسه می باشد و در اصل ب و م را حرف روی گرفتند که صحیح نیست.
اساس قافیه :
قافیه یا آهنگ یکسان چند کلمه را هجای قافیه به وجود می آورد.
پس هجای قافیه که شامل صامت و مصوت است، می باشد.
صامت آغازین هجای قافیه قابل تغییر و بقیه ی واک های آن ثابت و تغییر ناپذیر می باشد و در حقیقت قافیه همسانی همین واک های ثابت و تغییر ناپذیر در کلمات می باشد.
بنابر این اگر بجای واک اول هر هجایی صامت های متفاوت قرار دهیم چندین کلمه ی هم قافیه ساخته می شود، مثلا اگر بخواهیم برای مور کلمات هم قافیه بسازیم کافیست بجای اولین صامت آن صامت های دیگری بگذاریم.
مور، شور، دور، زور…….
👈 قانون اصلی علم قافیه همین یک نکته می باشد.
این نکته را در شش هجای قافیه بررسی می کنیم.
یک
اگر هجای قافیه صامت +مصوت کوتاه باشد،
قانون:
صامت قابل تغییر و مصوت کوتاه غیر قابل تغییر می باشد که امروزه این قافیه استفاده نمی شود.
چون کلمات مختوم به”a” نه و “و ” می باشد و کلمات چند هجایی که به آ ختم می شدند به eتلفظ می شدند.
_ کلمات مختوم به “o”فقط چهار کلمه ی تو، چو، دو، او می باشد.
دوستان اینها بررسی قافیه های تک هجاییست یعنی صامت +مصوت کوتاه.
_ کلمات مختوم به “e” یعنی مصوت کوتاه” ِ” کسره چهارتا می باشد :که، چه، نه، سه می باشد اما کلمات چند هجایی مختوم به “ه” فراوان است که “ه” e نادیده گرفته می شود مثل گشته،که ت حرف روی ست.
پس عملا این هجا در قافیه حذف می شود چون در ادوار شعر فارسی بجز چند بیتی بیشتر استفاده نشده است.
هرکجا ذکر او بود تو که ای
جمله تسلیم کن بدو تو چه ای. سنایی
دوستان عزیز صامت در آوا نگاری با. “C” و مصوت کوتاه با “v” و مصوت بلند با “v” +خط تیره بر روی آن نمایش داده می شود.
اگر هجای قافیه CV + خط تیره بر روی vباشد یعنی صامت + مصوت بلند، C متغییر و v با خط تیره ثابت است.
مثال برای مصوت بلند”آ” :
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
هجای قافیه ” ما، نا” مصوت بلند ثابت و صامت متغیر.
مثال برای “ای” :
زبس گل که در باغ ماوی گرفت
چمن رنگ ارتنگ مانی گرفت
رابعه
هجای قافیه “وی، نی”.
مثال برای هجای بلند “او”
زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست
راه هزار چاره گر از چار سو ببست
حافظ
هجای قافیه “مو، سو” می باشد.
قاعده ی کلی :
هر کلمه ای مختوم به مصوت بلند با کلمات مختلف مختوم به همان مصوت هم قافیه هستند مگر اینکه از نظر عروضی دچار مشکل شود.
مثلا:
تمنا، دریا، نا، بالا و…. همقافیه هستند، اما” تمنا” با “صدا” هم قافیه نیستند هرچند که هجای قافیه آنها ختم به مصوت بلند است به علت اینکه در تقطیع وزنی تمنا بصورت” u_ _ “و صدا بصورت “u _ ” است و ایراد وزنی ایجاد می کند .
سیروس شمیسا