به نام خداوندگار قلم

غزل ششم از مجموعه غزل ممیزی تقدیم به دوستان عزیز و ادیب 🌺

 

بر می‌خورد دوباره به خودکار قرمزی 

این شعر چونکه هیچ ندارد محافظی

وقتی قرار شد که قلم را کنم غلاف

افتاد از نفس به گمانم مبارزی

لطفا بیا زبانه نکش قلبِ سوخته

وقتی سکوت هیچ ندارد عوارضی

اینجا برای بال زدن در هوای شعر 

شاعر، کبوتری که ندارد مجوّزی

آزادی از نگاهِ منِ آس و پاس و لنگ 

چون جاده‌ای پُر است، پُر است از عوارضی

سر درگمم، شبیه کتابی که سال‌هاست 

بر می‌خورد مدام به پُستِ ممیّزی

 

 

منوچهر ابراهیمی احمد‌آباد

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *