به نام خداوند شعر و شعور 

 

غزل هفدهم از مجموعه غزل ممیزی، به قلم منوچهر ابراهیمی احمد‌آباد 

 

همیشه ساده گرفتیم حرف طوفان را 

به سنگ‌ها که سپردیم شیشه‌هامان را

 

بهار مثل همیشه نیامد و شک نیست 

که ساقه ساقه شکست اعتماد گلدان را

 

چقدر پنجره داریم و حال‌مان خوش نیست!

چقدر تجربه کردیم بی‌تو زندان را

 

به زخم‌های زبان روی خوش نشان دادیم 

به حرف مشت شکستند هرچه دندان را

 

در انتظار سرابیم و دردمان کم نیست 

از این کویر بُریدیم پای باران را

 

و هیچ باغچه‌ای نیست درحوالیِ ما 

که پشت سر بگذارد شبی زمستان را

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *