به نام خداوندگار قلم
بی تو با اینهمه دیوار کنار آمدهام
با نفسهای تلنبار کنار آمدهام
خاطرت هست که از دود فراری بودم؟
حال با پاکت سیگار کنار آمدهام
شاخهای پیرم و افتادهام از چشم بهار
آه، با ارهی نجّار کنار آمدهام
مثل گنجی که فراموش شده در دل خاک
سالها هست که با مار کنار آمدهام
نابهنجارترین شاعر چشمت بودم
من که با اینهمه هنجار کنار آمدهام
مثل یک عکس قدیمی که پُر از دلتنگیست
با سکوت تَهِ انبار کنار آمدهام
شک ندارم که پس از توخودِ کرمانشاهم
بسکه با اینهمه آوار کنار آمدهام
منوچهر ابراهیمی احمدآباد