به نام خداوند شعر و شعور 
غزل سی و سوم از مجموعه‌ی غزل “ممیِّزی ” به قلم منوچهر ابراهیمی احمد آباد 🍂 
دستِ کسی نبود زبان بُرنده‌ام 
زخمی عمیق باز شده پشتِ خنده‌ام
در من زمان رسیده – در این روزها- به صفر 
چون ساعتم که زنگ زده چرخ دنده‌ام
من گور دسته‌جمعی یک مشت واژه‌ام 
گوری که سال‌هاست در این سینه کَنده‌ام
مُردم، ولی به آینه‌ها اعتماد نیست 
کمتر کنایه‌ام بزن ای “من” که زنده‌ام
دل با تو رفت، حال غریب مرا ببین!
احساس می‌کنم قفسی بی پَرَنده‌ام
منوچهر ابراهیمی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *