به نام خداوند شعر و شعور 

غزل سی و دوم از مجموعه‌ی غزل “ممیِّزی” به قلم منوچهر ابراهیمی احمد آباد 🍂 

 

 

 

نگاهم می‌کنی در سینه‌ام تنبور می‌رقصد

 درون برکه‌ی چشمانِ عاشق نور می‌رقصد

 

دهانت مثلِ کندوها لبالب غرقِ شیرینی‌ست 

که برویِ لبانت واژه چون زنبور می‌رقصد

 

مگر گیرایی چشم تو بالا رفته که در باغ 

قدم تا می‌گذاری اینچنین انگور می‌رقصد ؟

 

برای دیدن رویت عروس بندر خورشید! 

همیشه ماهی شوریده‌ای در تور می‌رقصد 

 

نمی‌بینم به مهمانیِّ چشمت هیچ هنجاری 

درون مجلست کَر می‌نوازد ، کور می‌رقصد 

 

عجب شوری گرفته با قدمهایِ تو قبرستان!

که هر مرحوم مغفوری درون گور می‌رقصد

 

منوچهر ابراهیمی 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *